گوگل به تازگی یک محصول تبلیغاتی جدید به نام Demand Gen Campaigns معرفی کرده است. این محصول از هوش مصنوعی برای ایجاد تبلیغات ویدیویی و تصویری هدفمند در یوتیوب و دیگر پلتفرمهای گوگل استفاده میکند.
هدف اصلی از این محصول، کمک به تبلیغکنندگان است تا استراتژیهای تبلیغاتی خود را به خارج از پلتفرمهای معمولی مانند فیسبوک و اینستاگرام گسترش دهند. Demand Gen به عنوان یک تلاش جدید از طرف گوگل برای رقابت با سایتهای اجتماعی سنتی در زمینه تبلیغات معرفی شده است.
جزئیات این کمپین تبلیغاتی شامل موارد زیر میشود:
– تبلیغات ویدیویی با مدت زمان حداکثر 15 ثانیه که برای پخش در یوتیوب مناسب هستند و اهداف تبلیغاتی را در اواسط پخش کاربران تعقیب میکنند. از چرخ فلکهای تصویری نیز برای موبایل استفاده میشود.
– تبلیغکنندگان میتوانند از ابزارهای خلاقانه Demand Gen برای تنظیم محتوا و پیامها برای مخاطبان مختلف استفاده کنند.
– هدف از استفاده از قالبهایی مانند تبلیغات بامپر و چرخ فلکها، جلب توجه کاربران هنگام مشاهده محتوا در فیدهای مختلف است.
– Demand Gen از هوش مصنوعی گوگل برای شناسایی مخاطبانی که ویژگیهای مشترکی با مشتریان فعلی یک برند دارند، استفاده میکند.
– این محصول ابزارهای مناقصه و مدیریت بودجه را ارائه میدهد تا تبلیغات را بهبود دهد و عملکرد تبلیغات را افزایش دهد.
– تبلیغکنندگان میتوانند با استفاده از Demand Gen تغییرات در عادات مشاهده کاربران را تجزیه و تحلیل کنند و به تبلیغات خود واکنش دهند.
گوگل اعلام میکند که Demand Gen Campaigns به تبلیغکنندگان انعطاف بیشتری در تنظیم و بهینهسازی کمپینهای تبلیغاتی خود بر اساس دادههای عملکرد ارائه میدهد. این محصول به تبلیغکنندگان کمک میکند تا بهترین استفاده را از تغییرات در عادات مخاطبان کنند و تبلیغات جذابی را ارائه دهند.
مثالهای موفقیت از پذیرندگان اولیه نیز ارائه شده است. به عنوان مثال، استارتآپ آرژانتینی Naranja X نتایج قوی از آزمایشهای Demand Gen داشته و با کاهش هزینه 61 درصدی نسبت به کمپینهای اجتماعی پولی، نرخ کلیک 3 برابری را ایجاد کرده است. همچنین، سامسونگ آلمان با استفاده از این محصول تا 400 درصد افزایش در نرخ کلیک را تجربه کرده است.
بیشتر بخوانید:
https://www.searchenginejournal.com/google-bets-on-ai-powered-video-ads-to-disrupt-social-media-advertising/498149/
در این مطلب بخوانید
راهاندازی عملیاتی کمپینهای Demand Gen: گام به گام
در حالی که هوش مصنوعی گوگل در کمپینهای Demand Gen بخش زیادی از فرآیند بهینهسازی را بر عهده میگیرد، موفقیت نهایی به راهاندازی استراتژیک و دقیق کمپین توسط تبلیغکننده بستگی دارد. درک مراحل اجرایی و آمادهسازیهای لازم، کلید بهرهبرداری حداکثری از این ابزار قدرتمند است.
پیشنیازها و آمادهسازی اولیه
- حساب Google Ads فعال: اطمینان از دسترسی کامل به حساب و ابزارهای مرتبط.
- داراییهای خلاقانه با کیفیت بالا:
- ویدیوها: حداقل سه ویدیوی با کیفیت و جذاب با مدت زمان ۱۵ تا ۶۰ ثانیه، در نسبتهای ابعادی مختلف (افقی، عمودی، مربعی) برای نمایش در یوتیوب و فیدهای مختلف.
- تصاویر: حداقل سه تا پنج تصویر با کیفیت بالا و جذاب در اندازههای مختلف (از جمله تصاویر مناسب برای چرخ فلکهای موبایل) که پیام تبلیغاتی را به خوبی منتقل کنند.
- لوگو و متون تبلیغاتی: لوگوی برند با کیفیت بالا و چندین نسخه از عناوین (Headlines) و توضیحات (Descriptions) کوتاه و بلند، همراه با فراخوان به عمل (Call-to-Action) واضح و جذاب.
- تنظیم دقیق ردیابی تبدیل (Conversion Tracking): اطمینان از اینکه اقدامات ارزشمند کاربران (مانند خرید، ثبتنام، دانلود) به درستی در Google Ads ردیابی میشوند تا هوش مصنوعی بتواند برای بهینهسازی از آنها استفاده کند.
- درک عمیق از مخاطبان هدف: شناسایی دقیق ویژگیهای جمعیتشناختی، علایق، رفتار و نیازهای مخاطبان برای هدفگیری اولیه.
مراحل گام به گام ایجاد کمپین Demand Gen
ایجاد یک کمپین Demand Gen در Google Ads شامل مراحل زیر است:
- انتخاب هدف کمپین: در ابتدا، هدف اصلی کمپین خود را مشخص کنید. این اهداف میتوانند شامل “فروش” (Sales)، “سرنخ” (Leads)، “ترافیک وبسایت” (Website traffic) یا “آگاهی از برند و دسترسی” (Brand awareness and reach) باشند. انتخاب هدف صحیح به هوش مصنوعی کمک میکند تا کمپین را برای دستیابی به نتایج مطلوب بهینه کند.
- انتخاب نوع کمپین “Demand Gen”: پس از انتخاب هدف، گزینه “Demand Gen” را از میان انواع کمپینهای موجود انتخاب کنید.
- تنظیم بودجه و استراتژی پیشنهاد قیمت: بودجه روزانه یا کلی کمپین را تعیین کنید. برای استراتژی پیشنهاد قیمت، میتوانید از گزینههایی مانند “حداکثر کردن تبدیلها” (Maximize conversions) یا “CPA هدف” (Target CPA) استفاده کنید. توصیه میشود در ابتدا با بودجهای مناسب و استراتژی حداکثر کردن تبدیلها شروع کنید تا هوش مصنوعی دادههای کافی برای یادگیری داشته باشد.
- تعریف مکانها و زبانها: مناطق جغرافیایی و زبانهای هدف خود را مشخص کنید. این تنظیمات به هوش مصنوعی کمک میکند تا تبلیغات را به کاربران مرتبط در مکانهای صحیح نمایش دهد.
- انتخاب مخاطبان (Audience Targeting): این مرحله از اهمیت بالایی برخوردار است. میتوانید از ترکیب روشهای زیر استفاده کنید:
- دادههای شخص اول (First-party data): آپلود لیستهای مشتریان فعلی یا بازدیدکنندگان وبسایت.
- مخاطبان مشابه (Lookalike Audiences): ایجاد مخاطبانی شبیه به لیستهای موجود شما.
- مخاطبان با علایق خاص (Custom Affinity/Intent Audiences): هدفگیری کاربرانی که به کلمات کلیدی خاصی علاقه دارند یا جستجو کردهاند.
- مخاطبان درونبازار (In-market Audiences): هدفگیری کاربرانی که فعالانه در حال تحقیق برای خرید محصولات یا خدمات مشابه شما هستند.
تنوع در انتخاب مخاطبان به هوش مصنوعی اجازه میدهد تا بهترین ترکیب را برای دستیابی به اهداف شما پیدا کند.
- آپلود داراییهای خلاقانه: تمامی ویدیوها، تصاویر، لوگو و متون تبلیغاتی خود را آپلود کنید. هرچه تنوع و کیفیت این داراییها بیشتر باشد، هوش مصنوعی گزینههای بیشتری برای تست و بهینهسازی خواهد داشت. اطمینان حاصل کنید که هر دارایی پیام مشخصی را منتقل میکند و برای پلتفرمهای مختلف بهینه شده است.
- تنظیم URL نهایی و فراخوان به عمل (CTA): آدرس صفحه فرود (Landing Page) نهایی را وارد کرده و یک CTA واضح و جذاب (مانند “همین حالا خرید کنید”، “ثبتنام کنید”، “بیشتر بدانید”) انتخاب کنید.
- بررسی و راهاندازی: قبل از راهاندازی، تمامی تنظیمات را مجدداً بررسی کنید تا از صحت آنها اطمینان حاصل شود.
اشتباهات رایج در کمپینهای Demand Gen و راهکارهای اجتناب از آنها
با وجود قدرت هوش مصنوعی در بهینهسازی، برخی اشتباهات رایج میتوانند عملکرد کمپینهای Demand Gen را تحت تأثیر قرار دهند. شناخت این اشتباهات و راهکارهای مقابله با آنها برای دستیابی به نتایج مطلوب حیاتی است.
نادیده گرفتن اهمیت کیفیت محتوای خلاقانه
یکی از بزرگترین تصورات غلط این است که هوش مصنوعی میتواند محتوای ضعیف را جبران کند. در حالی که AI در توزیع و هدفگیری محتوا عالی عمل میکند، اما نمیتواند یک ویدیوی بیکیفیت یا تصویری که پیام واضحی ندارد را به محتوایی جذاب تبدیل کند. تبلیغاتی که از نظر بصری ضعیف هستند، پیام مبهمی دارند یا با مخاطب ارتباط برقرار نمیکنند، حتی با بهترین هدفگیری نیز نمیتوانند نرخ تبدیل بالایی داشته باشند. برای مثال، اگر یک ویدیوی تبلیغاتی در یوتیوب کیفیت صدای پایینی داشته باشد یا از نظر بصری خستهکننده باشد، کاربران به سرعت آن را رد میکنند و هوش مصنوعی نیز نمیتواند عملکرد آن را بهبود بخشد.
راهکار: سرمایهگذاری بر تولید محتوای ویدیویی و تصویری با کیفیت بالا، متنوع و متناسب با هر پلتفرم. از تست A/B برای شناسایی بهترین داراییهای خلاقانه استفاده کنید و به طور مداوم محتوای جدید اضافه کنید.
هدفگیری مخاطب بیش از حد گسترده یا بسیار محدود
هدفگیری بیش از حد گسترده منجر به هدر رفت بودجه میشود، زیرا تبلیغات به افرادی نمایش داده میشوند که علاقه کمی به محصول یا خدمت شما دارند. از سوی دیگر، هدفگیری بسیار محدود، مقیاس کمپین را کاهش میدهد و به هوش مصنوعی فرصت کافی برای جمعآوری داده و بهینهسازی نمیدهد. به عنوان مثال، اگر در بازار ایران، تنها یک شهر کوچک را با علایق بسیار خاص هدف قرار دهید، ممکن است هوش مصنوعی نتواند دادههای کافی برای یادگیری و پیدا کردن الگوهای بهینهسازی جمعآوری کند.
راهکار: با یک گروه مخاطب هدفمند اما با اندازه کافی شروع کنید. از ترکیب دادههای شخص اول و مخاطبان مشابه استفاده کنید. پس از جمعآوری دادههای اولیه و مشاهده عملکرد، میتوانید به تدریج هدفگیری خود را گسترش دهید یا دقیقتر کنید.
عدم تنظیم صحیح بودجه و استراتژی پیشنهاد قیمت
بودجه ناکافی، به خصوص در فاز اولیه یادگیری هوش مصنوعی، میتواند مانع از دستیابی به نتایج مطلوب شود. هوش مصنوعی برای یادگیری و بهینهسازی نیاز به دادههای کافی دارد که این امر مستلزم صرف بودجهای مشخص در یک بازه زمانی معین (معمولاً حداقل دو هفته) است. همچنین، انتخاب استراتژی پیشنهاد قیمت نامناسب (مثلاً CPA هدف بسیار پایین که امکان رقابت را از بین میبرد) میتواند باعث شود تبلیغات شما به اندازه کافی نمایش داده نشوند.
راهکار: بودجهای واقعبینانه برای کمپین در نظر بگیرید و اجازه دهید هوش مصنوعی دوره یادگیری خود را طی کند. برای شروع، استراتژیهایی مانند “حداکثر کردن تبدیلها” را امتحان کنید و پس از جمعآوری دادهها، به سمت CPA هدف یا ROAS هدف حرکت کنید.
عدم نظارت و بهینهسازی مستمر
اگرچه هوش مصنوعی بهینهسازیهای خودکار را انجام میدهد، اما نظارت انسانی برای شناسایی روندهای جدید، فرصتها و مشکلات احتمالی ضروری است. عدم بررسی منظم گزارشها، نادیده گرفتن داراییهای خلاقانه با عملکرد ضعیف یا عدم واکنش به تغییرات در رفتار مخاطبان، میتواند به کاهش کارایی کمپین منجر شود. برای مثال، اگر نرخ کلیک یک تبلیغ خاص به طور مداوم پایین است و شما آن را جایگزین نکنید، بودجه شما به هدر میرود.
راهکار: گزارشهای عملکرد کمپین را به صورت هفتگی یا ماهانه بررسی کنید. داراییهای خلاقانه را تست A/B کنید، تنظیمات مخاطبان را بر اساس دادهها بهینهسازی کنید و به تغییرات بازار واکنش نشان دهید. به یاد داشته باشید که کمپینهای موفق، فرآیندی پویا هستند.
سنجش موفقیت و معیارهای کلیدی در کمپینهای Demand Gen
برای اطمینان از اثربخشی کمپینهای Demand Gen، صرفاً راهاندازی آنها کافی نیست؛ بلکه باید به طور مداوم عملکرد آنها را سنجید و تحلیل کرد. معیارهای موفقیت در این کمپینها فراتر از کلیکهای ساده است و باید تأثیر آنها را در مراحل مختلف قیف فروش بررسی کرد.
معیارهای عملکرد در فاز آگاهی و علاقه (Awareness & Interest)
در مراحل اولیه سفر مشتری، هدف اصلی ایجاد آگاهی و جلب علاقه است. معیارهای کلیدی در این فاز عبارتند از:
- دسترسی (Reach): تعداد کاربران منحصربهفردی که تبلیغ شما را دیدهاند. این معیار نشاندهنده گستردگی نفوذ کمپین شماست.
- نمایش (Impressions): تعداد دفعاتی که تبلیغ شما نمایش داده شده است. این عدد میتواند از دسترسی بیشتر باشد، زیرا یک کاربر ممکن است تبلیغ شما را چندین بار ببیند.
- نرخ مشاهده ویدیو (Video View Rate – VVR): درصدی از کاربران که ویدیوی شما را تا نقاط مشخصی (مثلاً ۲۵٪، ۵۰٪، ۷۵٪ یا ۱۰۰٪) مشاهده کردهاند. این معیار نشاندهنده جذابیت محتوای ویدیویی شماست.
- نرخ کلیک (Click-Through Rate – CTR): درصدی از کاربران که پس از مشاهده تبلیغ، روی آن کلیک کردهاند. CTR بالا نشاندهنده جذابیت عنوان و فراخوان به عمل شماست.
- هزینه به ازای هزار نمایش (Cost Per Mille – CPM): هزینه متوسطی که برای ۱۰۰۰ نمایش تبلیغ پرداخت میکنید. این معیار برای مقایسه کارایی کمپین در ایجاد آگاهی مفید است.
معیارهای عملکرد در فاز تصمیمگیری و اقدام (Consideration & Action)
هنگامی که کاربران علاقه اولیه را نشان دادهاند، هدف کمپین هدایت آنها به سمت تصمیمگیری و انجام یک اقدام مشخص (تبدیل) است. معیارهای مهم در این فاز شامل موارد زیر میشوند:
- تبدیلها (Conversions): تعداد اقدامات ارزشمندی که کاربران پس از تعامل با تبلیغ شما انجام دادهاند، مانند خرید، ثبتنام در خبرنامه، دانلود یک فایل یا پر کردن فرم تماس.
- نرخ تبدیل (Conversion Rate): درصد کاربرانی که پس از کلیک یا مشاهده تبلیغ، یک تبدیل انجام دادهاند. این معیار نشاندهنده اثربخشی کمپین در تبدیل علاقه به اقدام است.
- هزینه به ازای هر تبدیل (Cost Per Conversion – CPC/CPA): متوسط هزینهای که برای دستیابی به هر تبدیل پرداخت کردهاید. برای مثال، اگر تخمین زده میشود که در بازار ایران، میانگین CPA برای یک ثبتنام در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۵۰,۰۰۰ تومان است، باید عملکرد کمپین خود را با این معیار مقایسه کنید.
- بازگشت هزینه تبلیغات (Return on Ad Spend – ROAS): درآمد حاصل از کمپین تبلیغاتی تقسیم بر هزینه آن. ROAS نشان میدهد که به ازای هر تومان هزینه تبلیغات، چقدر درآمد کسب کردهاید. این معیار برای ارزیابی سودآوری کمپین حیاتی است.
- ارزش هر تبدیل (Value Per Conversion): اگر تبدیلهای شما ارزشهای متفاوتی دارند (مثلاً خرید یک محصول گرانقیمت در مقابل یک محصول ارزانتر)، این معیار به شما کمک میکند تا ارزش واقعی کمپین را درک کنید.
تحلیل دادهها و بهینهسازی مستمر
برای دستیابی به بهترین نتایج، تحلیل عمیق دادهها و بهینهسازی مداوم ضروری است:
- مدلهای انتساب (Attribution Models): درک اینکه Demand Gen در کدام نقطه از سفر مشتری بیشترین تأثیر را داشته است. آیا این کمپین اولین نقطه تماس بوده یا در مرحله پایانی منجر به تبدیل شده است؟ استفاده از مدلهای انتساب مختلف (مانند انتساب آخرین کلیک، اولین کلیک، خطی یا مبتنی بر داده) به شما دیدگاه جامعتری میدهد.
- تقسیمبندی دادهها (Segmenting Data): عملکرد کمپین را بر اساس ابعاد مختلف مانند دستگاه (موبایل، دسکتاپ)، مکان جغرافیایی، زمان روز و گروههای مخاطب مختلف بررسی کنید. این تقسیمبندی به شما کمک میکند تا الگوها را شناسایی کرده و فرصتهای بهینهسازی را پیدا کنید. به عنوان مثال، اگر نرخ تبدیل در دستگاههای موبایل پایینتر از دسکتاپ است، باید محتوای تبلیغاتی و صفحات فرود خود را برای موبایل بهینهسازی کنید.
- تست A/B (A/B Testing): به طور مداوم داراییهای خلاقانه (ویدیوها، تصاویر، متون)، فراخوانهای به عمل و حتی استراتژیهای هدفگیری مختلف را تست کنید تا بهترین ترکیب را برای مخاطبان خود بیابید.
با نظارت دقیق بر این معیارها و انجام بهینهسازیهای مستمر، میتوانید اطمینان حاصل کنید که کمپینهای Demand Gen شما به اهداف کسبوکار شما نزدیکتر میشوند و بازده سرمایهگذاری (ROI) مطلوبی را به همراه دارند.
برای اجرای حرفهای این کار میتوانید از خدمات دیجیتال مارکتینگ کمک بگیرید.



