تصور کنید در حال قدم زدن در خیابانی شلوغ هستید و ناگهان یک تبلیغ غیرمنتظره، خلاقانه و به شدت جذاب نگاهتان را به خود خیره میکند. شاید یک نقاشی سهبعدی روی زمین باشد، یا یک اجرای زنده که با طنز و شوک شما را میخکوب میکند. این جادوی گوریلا مارکتینگ یا همان بازاریابی چریکی است؛ روشی که به جای سرمایهگذاریهای کلان، از خلاقیت به عنوان اسلحه اصلی خود استفاده میکند.
در دنیایی که هر روز هزاران تبلیغ در رسانهها به چشم میخورند و توجه مخاطبان لحظهبهلحظه کوتاهتر میشود، گوریلا مارکتینگ یک انقلاب به حساب میآید. این سبک از بازاریابی، با ایجاد تجربهای فراموشنشدنی و گاه شوکهکننده، کاری میکند که پیام برند نه تنها دیده شود، بلکه تا مدتها در ذهن مخاطب باقی بماند.
در این مقاله، قصد داریم شما را با صفر تا صد گوریلا مارکتینگ آشنا کنیم. از تعریف این مفهوم جذاب گرفته تا نکات طلایی برای اجرای موفق آن و نمونههایی که دنیا را تکان دادهاند. اگر به دنبال راهی خلاقانه، کمهزینه و اثرگذار برای جلب توجه مخاطبانتان هستید، با ما همراه شوید و قدم به دنیای هیجانانگیز بازاریابی چریکی بگذارید. برای شروع، بیایید بفهمیم گوریلا مارکتینگ چیست و چرا برندهای بزرگ و کوچک در سراسر جهان به دنبال آن هستند.
در این مطلب بخوانید
گوریلا مارکتینگ یا بازاریابی چریکی چیست؟
اصطلاح «گوریلا مارکتینگ» برای اولین بار توسط جی کنراد لوینسون، نویسنده و بازاریاب مشهور، در دهه ۱۹۸۰ ابداع شد. این نام از استراتژیهای چریکی نظامی الهام گرفته شده است؛ جایی که قدرت خلاقیت و سرعت عمل، جایگزین منابع محدود و تجهیزات سنگین میشود. به همین دلیل، گوریلا مارکتینگ برای کسبوکارهای کوچک که بودجههای بازاریابی کلان ندارند، یک راهحل طلایی به حساب میآید. اما چرا گوریلا مارکتینگ اینقدر مؤثر است؟ پاسخ ساده است: مردم عاشق چیزهای متفاوتاند. وقتی یک پیام تبلیغاتی به شکل غیرمنتظرهای به آنها ارائه شود، نه تنها توجهشان جلب میشود، بلکه آن را با دیگران هم به اشتراک میگذارند.
انواع استراتژیهای بازاریابی چریکی
دنیای گوریلا مارکتینگ به قدری گسترده و خلاقانه است که برای هر برند و هدفی، راهی جذاب و متفاوت ارائه میدهد. هر استراتژی در این سبک بازاریابی با هدف ایجاد یک تجربه فراموشنشدنی برای مخاطب طراحی شده است. در ادامه، مؤثرترین انواع استراتژی گوریلا مارکتینگ یا همان بازاریابی چریکی را معرفی میکنیم.
بازاریابی محیطی (Ambient Marketing)
تصور کنید هنگام ورود به یک ایستگاه مترو، میبینید که صندلیها به شکل محصولات یک برند خاص طراحی شدهاند. این همان جادوی بازاریابی محیطی است! در این روش، از محیطهای عمومی به گونهای خلاقانه استفاده میشود تا پیام برند شما به طور غیرمنتظرهای به چشم مخاطبان بخورد.
برای مثال شرکت McDonald’s در یکی از کمپینهای محیطی خود، خطوط عابر پیاده را به شکل سیبزمینی سرخکرده طراحی کرد و در بالای آن، لوگوی برند را قرار داد. این ایده ساده اما خلاقانه باعث شد که عابران پیاده به طور ناخودآگاه با برند ارتباط برقرار کنند.
بازاریابی کمینی (Ambush Marketing)
این روش دقیقا مانند کمین کردن است. در بازاریابی کمینی شما بدون داشتن حمایت رسمی، از یک رویداد بزرگ برای تبلیغ برند خود استفاده میکنید. برندها معمولاً در حاشیه رویدادهای ورزشی، کنسرتها یا نمایشگاههای بزرگ، این استراتژی را به کار میگیرند تا بدون صرف هزینه سنگین، توجه مخاطبان را جلب کنند.
برای مثال در یک مسابقه المپیک، برند لباس ورزشی X، به تماشاچیان تیشرتهای رایگان داد تا برندش بیشتر از اسپانسر رسمی دیده شود. و دیده هم شد!
بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)
اگر بتوانید کاری کنید که محتوای شما به سرعت در فضای مجازی پخش شود، یعنی در بازاریابی ویروسی موفق بودهاید. این روش از قدرت شبکههای اجتماعی و اشتراکگذاری مخاطبان استفاده میکند تا پیام شما به میلیونها نفر برسد.
برای مثال یک ویدئوی خندهدار از یک برند که به چالشی جذاب تبدیل میشود و همه در مورد آن صحبت میکنند.
بازاریابی تجربی (Experiential Marketing)
آیا تا به حال در یک رویداد شرکت کردهاید که تجربهای خاص و بهیادماندنی از یک برند به شما بدهد؟ این همان بازاریابی تجربی است. در این روش، برندها با ایجاد یک تجربه تعاملی و هیجانانگیز، مخاطبان را به طور مستقیم درگیر پیام خود میکنند.
بازاریابی پنهان (Stealth Marketing)
گاهی بهترین راه جلب توجه، این است که اصلاً متوجه نشوید در حال دیدن یک تبلیغ هستید! بازاریابی پنهان از روشهایی مانند معرفی غیرمستقیم محصولات در فیلمها، سریالها یا شبکههای اجتماعی استفاده میکند تا به صورت نامحسوس، پیام خود را به مخاطب منتقل کند. این روش حس کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد و او را به کشف برند سوق میدهد.
فیلمهای James Bond یکی از مشهورترین نمونههای بازاریابی پنهان هستند. در این فیلمها، ماشینهای برند Aston Martin یا ساعتهای Omega به صورت نامحسوس معرفی میشوند و مخاطب بدون اینکه متوجه شود، تحت تأثیر این تبلیغات قرار میگیرد.
بازاریابی پارتیزانی (Grassroots Marketing)
این روش تمرکز خود را بر جامعههای کوچک و محلی میگذارد. ایده این است که پیام برند از طریق گروههای کوچک به صورت دهانبهدهان پخش شود. به عنوان مثال، یک کافیشاپ محلی میتواند با برگزاری رویدادهای کوچک و جذاب، مشتریان وفادار ایجاد کرده و از طریق آنها به مخاطبان بیشتری دست پیدا کند.
برند کفش TOMS کمپینی با نام One for One راهاندازی کرد. به این صورت که با هر خرید، یک جفت کفش رایگان به کودکان نیازمند هدیه میداد. این ایده از چند شهر کوچک شروع شد و به لطف مشتریان وفادار و ارتباط احساسی، جهانی شد.
5 تا از موفق ترین کمپینهای گوریلا مارکتینگ
کمپین «رکاب بزن، جایزه ببر» توسط تافیفیتی
برند تافیفیتی در مجتمع تجاری کوروش، پروژهای با عنوان «رکاب بزن، جایزه ببر» را برگزار کرد. در این کمپین، از مردم دعوت شد تا روی دوچرخههایی رکاب بزنند و در طول مسیر با توقف در مقابل فروشگاههای مختلف، امتیاز کسب کنند. با رسیدن به ۱۴۰۰ امتیاز، شرکتکنندگان موفق به دریافت کارت هدیه پنجاه هزار تومانی میشدند.
این کمپین با درگیر کردن فیزیکی مخاطبان، تجربهای متفاوت و جذاب را برای آنها فراهم کرد و ترکیب ورزش و سرگرمی با ارائه جوایز، انگیزه مشارکت را افزایش داد.
کمپین «کتابگردی» توسط شهر کتاب
فروشگاههای زنجیرهای شهر کتاب با راهاندازی کمپین «کتابگردی»، از مردم دعوت کردند تا در یک روز مشخص به کتابفروشیها مراجعه کرده و با خرید کتاب، از نویسندگان و ناشران حمایت کنند. در این روز، تخفیفها و برنامههای ویژهای نیز برگزار میشد.
کمپین تبلیغاتی سریال «ازازیل»
سریال «ازازیل» با اجرای یک کمپین گوریلا مارکتینگ خلاقانه، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. این کمپین با استفاده از المانهای بصری و تبلیغات محیطی نامتعارف، حس کنجکاوی مخاطبان را برانگیخت و آنها را ترغیب به پیگیری سریال کرد.
نوآوری در تبلیغات با استفاده از روشهای غیرسنتی در معرفی سریال، این سریال را از سایر رقبا متمایز کرد. طراحی تبلیغات به گونهای بود که مخاطبان را به جستجو و کشف بیشتر درباره سریال ترغیب میکرد در نتیجه اجرای این نوع تبلیغات، با هزینهای معقول، بازدهی بالایی را به همراه داشت.
کمپین «ماشینهای خردشده» توسط BMW
BMW برای نمایش قدرت و ایمنی خودروهایش در یکی از شهرهای بزرگ یک ماشین خردشده را در خیابان به نمایش گذاشت. روی این ماشین پیامی نوشته شده بود که نشان میداد: اگر این ماشین BMW بود، شما زنده میماندید!
«ایستگاه خوشحالی» توسط Coca-Cola
کوکاکولا در یکی از دانشگاهها دستگاههای نوشابهفروشی خاصی قرار داد که به طور رایگان به دانشجویان نوشیدنی میداد. اما این پایان ماجرا نبود! این دستگاه گاهی گل، پیتزا یا حتی بلیط سینما هم ارائه میداد. کوکاکولا واکنش دانشجویان ضبط و در قالب یک ویدئو در شبکههای اجتماعی منتشر کرد و این ویدئوها خیلی زود مااند یک محتوای ویروسی وایرال شدند.
بازاریابی چریکی برای چه کسانی مناسبه؟
بازاریابی چریکی یا گوریلا مارکتینگ برای کسبوکارهایی که بودجه تبلیغاتی محدودی دارند، مناسب است. این روش به خصوص برای استارتاپها و برندهای کوچک که نیاز به جلب توجه سریع و مؤثر دارند، ایدهآل است. گوریلا مارکتینگ به جای هزینههای سنگین تبلیغات، با استفاده از خلاقیت و شوک، میتواند برند را در مدت کوتاهی در برابر رقبا متمایز کند. همچنین، برندهایی که به دنبال وایرال شدن در شبکههای اجتماعی هستند، میتوانند با این روش محتوای جذاب و غیرمنتظرهای تولید کنند که به سرعت پخش شود.
این سبک بازاریابی همچنین برای برندهای بزرگ و کسبوکارهای محلی که میخواهند تصویر برند خود را تغییر دهند یا در جامعههای کوچک شناخته شوند، مناسب است. با استفاده از گوریلا مارکتینگ، میتوان ارتباطی متفاوت با مخاطب برقرار کرد و تجربهای فراموشنشدنی ایجاد کرد که در ذهنها باقی بماند.
