طبق دادههای جمعآوریشده برای هفته بازاریابی توسط پلتفرم Zappi، تقریباً یک سوم (31٪) از کاربران بریتانیایی از زمان تصاحب توییتر توسط میلیاردر معروف ایلان ماسک، دید منفیتری نسبت به توییتر به عنوان یک برند دارند. از این آمار فقط 23 درصد ادعا میکنند که دیدگاه مثبتتری نسبت به این پلتفرم پس از تصاحب ماسک دارند. جالب اینجاست که در ایالات متحده این موضوع برعکس است. نظرسنجی Zappi از 1000 کاربر بریتانیایی و 1000 کاربر آمریکایی نشان میدهد که تنها یک چهارم (26٪) از کاربران آمریکایی از زمانی که ماسک شرکت را تصاحب کرد و مدیرعامل شد، احساس منفیتری نسبت به توییتر دارند، در حالی که 32 درصد میگویند که نسبت به این برند احساس مثبتتری دارند. در میان کاربران فعال توییتر ایالات متحده، تقریباً نیمی (44٪) دیدگاه مثبتتری نسبت به این پلتفرم دارند، در مقابل 21٪ احساس منفی بیشتری دارند.
ماسک از زمان خرید توییتر به قیمت 44 میلیارد دلار (38 میلیارد پوند)، تصمیمات مهم و بحث برانگیزی را انجام داده است. موسس تسلا تقریباً بلافاصله بیش از نیمی از نیروی کار شرکت، از جمله چندین مدیر ارشد را اخراج کرد و از کارکنان باقی مانده خواست تا ساعات طولانیتر و شدیدتری کار کنند تا «توئیتر 2.0» بسازد. ماسک متعاقباً تعداد زیادی از حسابهای تعلیق شده، از جمله اکانت دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا را بازگرداند، و شورای اعتماد و ایمنی توییتر را منحل کرد.
با این حال، به نظر میرسد که این تصمیمات کاربران توییتر را از فعالیت در این پلتفرم منصرف نکرده است. سه چهارم (76٪) از کاربران بریتانیایی توییتر و 75٪ از کاربران آمریکایی توییتر میگویند که استفاده خود را در مقایسه با قبل از حضور ماسک حفظ کرده یا افزایش دادهاند.
با این حال، نحوه برخورد توییتر با کارکنانش به عنوان یک نگرانی در میان همه کاربران مطرح شده است. حدود 41٪ کاربران بریتانیا میگویند که این باعث شده است که آنها احساس مثبتی نسبت به این پلتفرم نداشته باشند. در واقع، هنگامی که از کاربران پرسیده شد که کدام اقدامات انجام شده توسط توییتر تحت رهبری ماسک به احتمال زیاد آنها را از استفاده از این پلتفرم در سال آینده منصرف میکند، رفتار ضعیف با کارمندان برای کاربران بریتانیا و ایالات متحده به ترتیب با 56 و 47 درصد در رتبه اول قرار گرفت. رتبه بعدی بازدارنده برای هر دو گروه، خروج همتایانشان از توییتر بود که 42 درصد از پاسخ دهندگان بریتانیایی و 40 درصد از پاسخ دهندگان آمریکایی این گزینه را انتخاب کردند. از سوی دیگر، این نظرسنجی نشان میدهد که کاهش سطح تبلیغات و محتوای تبلیغاتی در توییتر باعث میشود 38 درصد از پاسخدهندگان بریتانیایی و 29 درصد از پاسخدهندگان آمریکایی در سال آینده بیشتر از این پلتفرم استفاده کنند.
ماسک همچنین به عنوان بخشی از تلاش خود برای تنوع بخشیدن به جریانهای درآمد توییتر و کسب درآمد جدید، Twitter Blue را معرفی کرد، اشتراک ماهانه پولی که آپشنهای اضافی را باز میکند و به مشترکان اجازه میدهد تا یک تیک آبی رنگ تأیید را در نمایه خود که قبلاً برای شخصیتهای عمومی و شرکتها محفوظ بود، داشته باشند.
منبع خبر:
https://www.marketingweek.com/consumers-twitter-negatively-musk/
در این مطلب بخوانید
تاثیر تغییرات توییتر بر استراتژیهای بازاریابی دیجیتال
تحولات اخیر در توییتر، که با مدیریت جدید ایلان ماسک آغاز شده، نه تنها بر تجربه کاربران بلکه بر رویکردهای بازاریابی دیجیتال برندها نیز تاثیرات عمیقی گذاشته است. درک این تغییرات برای هر آژانس دیجیتال مارکتینگ و هر برندی که قصد فعالیت موثر در این پلتفرم را دارد، حیاتی است.
چالشها و فرصتهای جدید برای برندها
یکی از اصلیترین چالشها برای برندها، مسئله «امنیت برند» (Brand Safety) است. با کاهش تیمهای تعدیل محتوا و بازگرداندن برخی حسابهای بحثبرانگیز، ریسک قرار گرفتن تبلیغات یا محتوای برند در کنار محتوای نامناسب یا تفرقهانگیز افزایش یافته است. این موضوع میتواند به اعتبار برند آسیب بزند و نیازمند نظارت دقیقتر و استراتژیهای هدفمندتر برای قرارگیری تبلیغات است.
فرصتها نیز در این میان وجود دارند. با وجود تغییرات، توییتر همچنان پلتفرمی برای گفتگوهای لحظهای و ترندها باقی مانده است. برندهایی که میتوانند به سرعت به رویدادها و مکالمات مرتبط واکنش نشان دهند و محتوای جذاب و ارزشمحور تولید کنند، میتوانند از این پویایی بهرهمند شوند. همچنین، با تاکید بیشتر بر مدل اشتراکی (مانند Twitter Blue)، ممکن است تمرکز بر روی محتوای باکیفیت و تخصصیتر افزایش یابد که میتواند فرصتی برای برندهای پیشرو باشد.
نکته دیگر، تغییر احتمالی در الگوریتمها و کاهش دسترسی ارگانیک (Organic Reach) است. همانطور که در پلتفرمهای دیگر نیز مشاهده شده، با گذشت زمان، برندها برای دیده شدن بیشتر، ناچار به سرمایهگذاری در تبلیغات پولی میشوند. این یک چالش برای بودجههای بازاریابی است، اما در عین حال فرصتی برای هدفمندسازی دقیقتر مخاطبان و دستیابی به نتایج ملموستر از طریق کمپینهای تبلیغاتی توییتر فراهم میکند.
اشتباهات رایج در مواجهه با تغییرات پلتفرم
در دوران گذار توییتر، برخی اشتباهات میتواند هزینههای زیادی برای برندها داشته باشد:
- **نادیده گرفتن احساسات کاربران:** همانطور که دادهها نشان میدهد، بخش قابل توجهی از کاربران دیدگاه منفیتری نسبت به پلتفرم پیدا کردهاند. نادیده گرفتن این احساسات و ادامه فعالیت بدون در نظر گرفتن تغییرات در لحن و محتوا، میتواند به واکنشهای منفی از سوی مخاطبان منجر شود. برندها باید حساسیت بیشتری نسبت به دغدغههای کاربران نشان دهند.
- **وابستگی صرف به استراتژیهای گذشته:** الگوریتمها، قوانین و حتی فرهنگ پلتفرم در حال تغییر است. ادامه دادن با استراتژیهای قدیمی که بر پایه دسترسی ارگانیک بالا یا تعاملات خاص طراحی شده بودند، ممکن است دیگر کارآمد نباشد. نیاز به بازنگری و تطبیق مداوم است.
- **عدم پایش امنیت برند:** عدم نظارت کافی بر محل نمایش تبلیغات و محتوای برند در توییتر میتواند منجر به قرار گرفتن در کنار محتوای نامطلوب شود. این مسئله میتواند به سرعت به اعتبار برند لطمه وارد کند و اعتماد مخاطبان را از بین ببرد.
- **عدم تنوعبخشی به حضور در شبکههای اجتماعی:** با توجه به عدم قطعیت در آینده توییتر و ظهور پلتفرمهای جایگزین، اتکای صرف به توییتر یک ریسک بزرگ است. برندها باید حضور خود را در سایر شبکههای اجتماعی مرتبط با مخاطبانشان تقویت کنند تا در صورت بروز مشکلات احتمالی، کانالهای ارتباطی دیگر را از دست ندهند.
- **سوءتفاهم از تاثیر Twitter Blue:** در حالی که Twitter Blue امکانات جدیدی ارائه میدهد، اما نباید به اشتباه تصور کرد که صرف داشتن تیک آبی، به معنای افزایش اعتبار یا دسترسی تضمینشده است. اعتبار واقعی از محتوای ارزشمند و تعاملات معنادار حاصل میشود، نه صرفا از یک نشان تایید پولی.
استراتژیهای موثر برای حفظ و جذب مخاطب
برای موفقیت در توییتر پس از تغییرات، برندها باید رویکردهای هوشمندانهتری اتخاذ کنند:
- **تولید محتوای ارزشمند و تعاملی:** در محیطی که کاربران ممکن است نسبت به پلتفرم دید منفی داشته باشند، محتوایی که ارزش واقعی ایجاد میکند (آموزشی، سرگرمکننده، الهامبخش) یا به سوالات و نیازهای آنها پاسخ میدهد، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. تمرکز بر گفتگو و تعامل دوطرفه به جای انتشار صرف محتوا، میتواند به ایجاد وفاداری کمک کند.
- **استفاده هوشمندانه از تبلیغات هدفمند:** با کاهش احتمالی دسترسی ارگانیک، کمپینهای تبلیغاتی هدفمند میتوانند ابزاری قدرتمند برای رسیدن به مخاطبان خاص باشند. استفاده از گزینههای هدفمندسازی پیشرفته توییتر (مانند علایق، کلمات کلیدی، فالوورهای رقبا) برای اطمینان از اینکه پیام شما به دست افراد مناسب میرسد، ضروری است. برای مثال، یک برند پوشاک در ایران میتواند با هدف قرار دادن کاربران با علاقهمندی به مد و فشن در شهرهای بزرگ، بازدهی کمپین خود را افزایش دهد.
- **مدیریت جامعه و پاسخگویی سریع:** در توییتر، سرعت پاسخگویی و نحوه تعامل با کاربران بسیار مهم است. برندها باید تیمهای مدیریت جامعه فعالی داشته باشند که بتوانند به نظرات، سوالات و انتقادات کاربران به سرعت و با لحنی مناسب پاسخ دهند. این امر به ویژه در مواقع بحران یا زمانی که احساسات عمومی نسبت به پلتفرم منفی است، حیاتیتر میشود.
- **مانیتورینگ و تحلیل مستمر:** پایش مداوم عملکرد محتوا، احساسات کاربران نسبت به برند و ترندهای پلتفرم، به برندها کمک میکند تا استراتژیهای خود را به موقع تنظیم کنند. استفاده از ابزارهای شنود اجتماعی (Social Listening Tools) برای درک بهتر مکالمات پیرامون برند و صنعت، ضروری است.
سناریوهای محتوایی برای برندها در توییتر
برای کمک به برندها در تولید محتوای متنوع و موثر، جدول زیر چند سناریو محتوایی را بر اساس اهداف مختلف پیشنهاد میدهد:
| هدف برند | نوع محتوا | مثال (تخمین بازار ایران در ۱۴۰۵) | نکات کلیدی |
|---|---|---|---|
| افزایش آگاهی برند | اینفوگرافیک، ویدئوهای کوتاه، نظرسنجی | معرفی محصول جدید با یک ویدئوی جذاب از کاربردهای آن، یا نظرسنجی در مورد ترندهای صنعت. | محتوای بصری قوی، استفاده از هشتگهای مرتبط و پرطرفدار. |
| تعامل با مخاطب | پرسش و پاسخ، چالشها، مسابقات، نظرسنجی | برگزاری مسابقه با محوریت یک رویداد ملی، یا پرسیدن نظر کاربران درباره ویژگیهای یک خدمت. | تشویق به مشارکت، پاسخگویی فعال به کامنتها. |
| تولید لید (Lead Generation) | وبینار، ایبوک، گزارشهای تخصصی، لینک به لندینگ پیج | دعوت به ثبتنام در وبینار رایگان درباره «آینده دیجیتال مارکتینگ در ایران ۱۴۰۵». | ارائه ارزش افزوده، فراخوان به اقدام (Call to Action) واضح. |
| خدمات مشتری | پاسخ به سوالات، حل مشکلات، راهنمایی | پاسخ سریع و شفاف به شکایات یا سوالات کاربران درباره محصولات/خدمات. | سرعت و دقت در پاسخگویی، لحن حرفهای و همدلانه. |
سنجش موفقیت در توییتر متحولشده
در محیط متغیر توییتر، تعریف و اندازهگیری موفقیت نیازمند بازنگری است. صرفا تعداد فالوورها یا لایکها دیگر معیارهای کافی نیستند. برندها باید بر شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) متمرکز شوند که بازتابدهنده اهداف واقعی کسبوکارشان باشند.
شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) جدید
- **نرخ تعامل (Engagement Rate):** درصد کاربرانی که با محتوای شما تعامل داشتهاند (لایک، ریتوییت، پاسخ، کلیک). این معیار نشاندهنده کیفیت محتوا و ارتباط آن با مخاطب است.
- **احساسات برند (Brand Sentiment):** تحلیل نظرات و مکالمات کاربران درباره برند شما برای درک اینکه آیا دیدگاه آنها مثبت، منفی یا خنثی است. ابزارهای شنود اجتماعی در این زمینه بسیار کمککننده هستند.
- **ترافیک ارجاعی (Referral Traffic):** تعداد بازدیدکنندگانی که از توییتر به وبسایت یا صفحات فرود شما هدایت شدهاند. این KPI مستقیماً به اهداف تولید لید یا فروش مرتبط است.
- **نرخ تبدیل (Conversion Rate):** درصد کاربرانی که پس از تعامل با محتوای توییتر، اقدام مورد نظر (مانند خرید، ثبتنام، دانلود) را انجام دادهاند.
- **هزینه به ازای هر نتیجه (Cost Per Result):** برای کمپینهای پولی، این معیار نشان میدهد که برای هر لید، کلیک یا تبدیل چقدر هزینه کردهاید.
گامهای اندازهگیری موفقیت در توییتر
یک رویکرد ساختاریافته برای اندازهگیری میتواند شامل مراحل زیر باشد:
- **تعیین اهداف مشخص و قابل اندازهگیری:** قبل از هر فعالیتی، باید بدانید چه چیزی را میخواهید به دست آورید (مثلاً افزایش 10% ترافیک وبسایت از توییتر در سه ماه آینده).
- **انتخاب KPIهای مرتبط:** بر اساس اهداف خود، KPIهای مناسب را انتخاب کنید.
- **تعیین معیارهای پایه (Benchmarks):** عملکرد فعلی خود را بسنجید تا نقطهای برای مقایسه داشته باشید. این معیارها میتوانند از دادههای گذشته خودتان یا میانگین صنعت (مثلاً میانگین نرخ تعامل برای برندهای مشابه در ایران در سال ۱۴۰۴) به دست آیند.
- **پایش و جمعآوری دادهها:** به طور منظم از طریق ابزارهای تحلیلی توییتر و ابزارهای شخص ثالث (مانند Google Analytics برای ترافیک ارجاعی) دادهها را جمعآوری کنید.
- **تحلیل و تفسیر نتایج:** دادهها را بررسی کنید تا الگوها، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کنید.
- **بهینهسازی و تکرار:** بر اساس تحلیلها، استراتژیها و محتوای خود را بهینهسازی کرده و چرخه را تکرار کنید.
برای مثال، یک آژانس مسافرتی در ایران که هدفش افزایش رزرو تور از طریق توییتر است، میتواند KPIهایی مانند «ترافیک ارجاعی به صفحه تورهای خاص»، «نرخ کلیک بر روی لینکهای رزرو» و «تعداد پیامهای مستقیم حاوی درخواست اطلاعات تور» را پایش کند. با تحلیل این دادهها، میتوانند محتوای خود را برای جذب بیشتر مشتریان بالقوه در بازار ایران در سال ۱۴۰۵ بهینهسازی کنند.
در نهایت، با وجود تمام تغییرات و چالشها، توییتر همچنان پلتفرمی با پتانسیل بالا برای برندهایی است که با هوشمندی، انعطافپذیری و تمرکز بر ارزشآفرینی برای مخاطبان خود، فعالیت میکنند. آژانسهای دیجیتال مارکتینگ باید راهنما و مشاورانی قابل اعتماد برای برندها در این مسیر باشند.
برای اجرای حرفهای این کار میتوانید از خدمات دیجیتال مارکتینگ کمک بگیرید.



