در سپتامبر سال 2001، زمانی که مرغ مگس خوار گوگل به طور رسمی معرفی شد، مت کاتز گفت که 90 درصد از جستجوها را تحت تاثیر قرار میدهد، البته به روشی ظریف. با توجه به اینکه گوگل هر روز بیش از 3.5 میلیارد جستجو را انجام میدهد، این بدان معناست که مرغ مگس خوار گوگل بیش از 3.15 میلیارد از آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. این دقیقاً یک به روز رسانی بی اهمیت نیست. به روز رسانی مرغ مگس خوار بلندپروازانهترین تعدیل الگوریتم جستجوی گوگل از سال 2001 بود. در مقاله امروز، ما در تیم سفیر قصد داریم به این موضوع بپردازیم که مرغ مگس خوار چیست، برای سئو چه معنایی دارد و آینده تلاش گوگل برای تبدیل شدن به “پیشتازان فضا” چیست.
در این مطلب بخوانید
مرغ مگس خوار گوگل چیست؟
اگرچه از نظر فنی درست است که مرغ مگس خوار گوگل را یک به روز رسانی الگوریتم بنامیم، اما این یک نام اشتباه است. به این دلیل که مرغ مگس خوار اساسا یک نسخه کاملاً اصلاح شده از الگوریتم جستجوی گوگل بود، نه فقط یک پچ یا به روز رسانی جزئی.
مرغ مگس خوار گوگل و جستجوی معنایی
در قلب مرغ مگس خوار مفهوم بسیار مهم معناشناسی یا معنا نهفته است. حتی شیکترین کامپیوترها هم هنوز خیلی احمق هستند. این به این دلیل است که اگرچه تشخیص بین دو مفهوم متفاوت و در عین حال مشابه برای انسان آسان است (بر اساس زمینه)، کامپیوترها نمیتوانند این کار را انجام دهند مگر اینکه به صراحت به آنها گفته شود. جستجوی معنایی مفهوم بهبود نتایج جستجو با تمرکز بر هدف کاربر و چگونگی ارتباط موضوع جستجو با اطلاعات دیگر در معنای وسیعتر یا ارتباط متنی آن است. اساساً، جستجوی معنایی به جای مجموعهای از کلمات کلیدی، بر تعیین معنای واقعی کاربر تمرکز می کند و سپس نتایج مرتبط را ارائه میدهد. برای مثال، اگر کاربری عبارت «آب و هوا» را جستجو کند، به احتمال زیاد به دنبال پیشبینی برای منطقه خود است، نه توضیحی درباره علم یا تاریخچه هواشناسی. بنابراین، در این مثال:
• “آب و هوا” موضوع جستجو است.
• تمایل به پیش بینی محلی، هدف کاربر است.
• تفاوت بین پیش بینی آب و هوا و توضیح مفاهیم هواشناسی، زمینه است.
• البته، الگوریتم گوگل نمیتواند کاملاً از آنچه من میخواهم مطمئن باشد، بنابراین برای ایمن بودن، طیف وسیعی از نتایج را به من ارائه میدهد. Google یک پیشبینی محلی ارائه میکند (حتی اگر این جستجو در یک پنجره ناشناس انجام شود، اما هنوز موقعیت مکانی من را ردیابی میکند)، پیوندی به کانال آبوهوا، صفحه ویکیپدیا برای عبارت «آبوهوا» و برخی اطلاعات دیگر. با این حال، برجسته بودن دادههای پیشبینی محلی در نمودار دانش، گویای اعتماد گوگل به نتایج آن است.
وب معنایی
بنابراین، اگر جستجوی معنایی تلاش برای ارائه نتایج مرتبط بر اساس هدف و زمینه کاربر است، پس وب معنایی باید همه سایتهایی باشد که چنین کاری انجام میدهند، درست است؟ اشتباه. اگرچه از نظر نام مشابه هستند، جستجوی معنایی و وب معنایی بسیار متفاوت هستند. وب معنایی یک چشم انداز تا حد زیادی تحقق نیافته از اینترنت بر اساس استانداردهای رایج است. تصور کنید که هر وب سایتی دارای دادههای ساختاری مانند طرح واره باشد و فناوریهای جدیدی برای خواندن، بازیابی و انتشار دادهها بر اساس مدلهای داده رایج توسعه داده شود. نتیجه، یک وب معنایی، اینترنت خواهد بود که در آن ماشینها میتوانند بسیاری از کارهای سنگین مرتبط با جستجو را با درک واقعی و پاسخ دادن به پرسشهای کاربر، به جای وب نسبتاً شکستهای که در حال حاضر داریم، انجام دهند.
مرغ مگس خوار گوگل و نمودار دانش
• هنگام تحقیق در مورد این پست میخواستم بدانم روزانه چند جستجوی گوگل انجام میشود. قبل از معرفی مرغ مگس خوار گوگل، یک SERP حاوی پیوندهایی به صفحات متعددی به من ارائه میشد که احتمالاً میتوانستم از طریق آن پاسخ را یاد بگیرم.
• گوگل متوجه شد که این یک فرآیند آهسته و اغلب آزاردهنده است، حتی برای کاربرانی که نتایج مرتبط ارائه شده است. مرغ مگس خوار گوگل جستجو را سریع تر، آسان تر و شهودی تر می کند.
• ببینید چگونه پاسخ سوال من به جای “کلمات کلیدی” در جستار من پررنگ است؟ دلیلش این است که مرغ مگس خوار (به درستی) فرض میکند که تمام چیزی که میخواهم یک پاسخ است، خالص و ساده. من نیازی به پیوندی به وبلاگی با 1000 واقعیت برتر گوگل که هیچ کس نمی داند، یا حتی یک صفحه رسمی گوگل که در مورد حجم جستجوی روزانه خود میبالد، ندارم . من فقط پاسخ میخواهم.
• زمانی که من میخواهم دقیقا بدانم 90 درصد از 3.5 میلیارد چیست، همین اصل صدق میکند. من نمیخواهم به وب سایت یا برنامه ماشین حساب منتقل شوم. من فقط همین الان جواب میخواهم،.
• این چیزی است که نمودار دانش را بسیار قدرتمند میکند. همچنین این همان چیزی بود که بسیاری از وب مسترها را در هنگام معرفی نمودار دانش برای اولین بار عصبانی کرد، زیرا به این معنی بود که کاربران دیگر مجبور نیستند حتی به یک سایت دارای رتبه برتر کلیک کنند، زیرا Google به طور “مفید” پاسخ را بدون اجبار به کاربر ارائه میدهد.
مرغ مگس خوار گوگل و سئو
بهینه سازی صفحات و سایتها برای مرغ مگس خوار گوگل واقعا ساده است. به قدری ساده که حتی یک کامپیوتر احمق هم میتواند این کار را انجام دهد. خوب، شاید به این سادگی نباشد، اما واقعاً بسیار ساده است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که محتوای عالی را ایجاد کنید که مخاطبان شما میخواهند و مفید هستند و تجربه کلی آنها را غنی میکنند. آسان است، درست است؟ به هر حال احتمالاً باید بیشتر کارهای زیر را انجام دهید، اما اگر اینطور نیستید، اکنون زمان بسیار خوبی برای شروع است و سایت شما را دوستدار مرغ مگس خوار میکند. درست مانند آویزان کردن یک فیدر پر از آب قند در ایوان پشتی خانه. پس، بیایید به چند روش برتر برای سئو مرغ مگس خوار نگاه کنیم.
طول محتوای خود را متنوع کنید
ما میدانیم که محتوای طولانی میتواند به عنوان بخشی از استراتژی محتوای گسترده تر به خوبی کار کند، اما اگر هر پستی که منتشر میکنید یک هیولای 3000 کلمهای باشد، ممکن است تمام نیازهای خوانندگان خود را برآورده نکنید. به همین دلیل (و برای انجام کاری به غیر از نوشتن پستهای وبلاگ بزرگ)، طول محتوای خود را با هم مخلوط کنید. مقالههای کوتاهتر را در میان مقالات طولانیتر قرار دهید، و در مورد شمارش کلمات بیش از حد نرمافزار نباشید . به یاد داشته باشید، طول پست «عالی» وجود ندارد، فقط طول مقالهای که باید داشته باشد.
تولید محتوای بصری
• مقالات طولانی و عمیق راهی عالی برای بررسی موضوعات پیچیده و طیف وسیعی از ایدهها در یک پست واحد هستند، اما گاهی اوقات، مردم نمیخواهند معادل بازاریابی بعضی کلمات را بخوانند. در واقع، گاهی اوقات آنها اصلاً نمیخواهند مقالهای با هر طولی را بخوانند. این زمانی است که محتوای بصری میدرخشد.
• اینفوگرافیکها، فیلمها و حتی عناصر بصری ساده مانند نمودارها میتوانند چاشنی مورد نیاز را به محتوای شما اضافه کنند. علاوه بر این، آنها اغلب به راحتی قابل بررسی هستند، می توانند ایدههای بسیار پیچیده را به طور موثر نشان دهند و کمی رنگ به سایت شما بیاورند.
• از زبان مناسب موضوع استفاده کنید
• چیزی که برخی سایتها از آن استفاده نمیکنند استفاده از زبان مناسب صنعت در محتوای خود است. این گاهی اوقات به دلیل ترس از بیگانگی خوانندگان بالقوه ای که ممکن است با موضوع یا حوزه خاصی آشنا نباشند، انجام میشود. با این حال، نوشتن محتوایی که شامل اصطلاحات مناسب باشد میتواند به گوگل نشان دهد که سایت شما معتبر و ارزشمند است
ریز دادههای طرحواره را پیاده سازی کنید
به یاد دارید زمانی که گوگل گفت که طرحواره یک سیگنال رتبه بندی نیست؟ خوب، اگرچه به نظر می رسد که این هنوز خط حزبی است، پیاده سازی نشانه گذاری طرحواره یا یک فرمت ریزداده دیگر فقط می تواند چیز خوبی باشد، به خصوص با تمرکز شدید Google Hummingbird بر روی معناشناسی. پیاده سازی نشانه گذاری طرحواره میتواند به نوعی دردسرساز باشد، اما در دراز مدت میتواند ارزشمند باشد. علاوه بر اینکه سایت شما را برای خزندههای موتورهای جستجو دوستانهتر میکند، میتواند به شما کمک کند تا قطعات غنی بهتری را در SERP ها ایمن کنید.
آینده مرغ مگس خوار گوگل
بنابراین، آینده برای مرغ مگس خوار گوگل و جستجوی معنایی چیست.
پردازش زبان طبیعی و هوش مصنوعی
بسیاری از کارشناسان حدس می زنند که تحولات در زمینه پردازش زبان طبیعی – فرآیندی که توسط آن ماشین ها می توانند به طور موثر گفتار انسان را تجزیه و تفسیر کنند – به نیروی محرکه ای در پیشرفت جستجوی معنایی تبدیل خواهد شد. فقط باید دقت کنید که گوگل از زمان معرفی تا چه حد دقیق شده است تا ببینید که پردازش زبان طبیعی بخش عمدهای از برنامه های گوگل برای جستجو باقی خواهد ماند.
پذیرش فناوری تشخیص صدا توسط مصرف کننده
گوگل با محصول محاسباتی پوشیدنی Glass خود یک شرط بلندپروازانه (و برخی می گویند خطرناک) انجام داد. استدلال مورد علاقه مخالفان عینک گوگل این است که مردم نمیخواهند از ترس احمقانه به نظر برسند و با عینک خود صحبت کنند. در حالی که این ممکن است در حال حاضر درست باشد، به یاد داشته باشید که مردم در چندی قبل چگونه از صحبت کردن با تلفن همراه خود در ملاء عام بیمیل بودند؟ این دوام نیاورد، و نگرانی در مورد فناوری پوشیدنی نیز ادامه نخواهد داشت. با کاهش قیمت فناوری پوشیدنی، پذیرش افزایش خواهد یافت. این به نوبه خود، توسعه فناوریهایی را پیش خواهد برد که تشخیص صدا را با دستگاههایی با حداقل نفوذ ترکیب میکنند که دنیای اطراف ما را غنی کرده و زندگی ما را آسانتر میکند. من پیشبینی میکنم که ظرف پنج سال آینده، فناوریهای پوشیدنی و جستجوی معنایی به طور فزایندهای رایج خواهند شد و پذیرش مصرفکننده (و در نهایت تقاضا) پیشرو خواهد بود.
فراتر رفتن از جستجوی معنایی با “اینترنت اشیا”
بنابراین، اگر جستجوی معنایی بتواند به ما کمک کند دقیقاً آنچه را که نیاز داریم با حداقل تلاش پیدا کنیم، گام منطقی بعدی چیست؟ البته برای اینکه دنیای اطراف ما به طور شهودی به نیازهای ما پاسخ دهد. این همان چیزی است که به اصطلاح “اینترنت اشیا” در مورد آن است. فرض کنید میخواهید برای سفر به آمستردام برنامه ریزی کنید. با استفاده از فرمانهای صوتی، به دستیار مجازی خود – مثلاً Google Now – دستور میدهید تا در حین انجام کارهای روزمره هماهنگیهای لازم را انجام دهد. هوش مصنوعی گوگل میلیونها محاسبه را انجام میدهد تا بهترین کرایه، تاریخهای مناسب را بر اساس تقویم (بر اساس ابر) شما محاسبه کند، هزینههای رزرو پرواز و هتل شما را بهطور خودکار پرداخت میکند، و اعلانی را برای شما ارسال میکند که همه چیز مرتب شده است ، اما اینطور نیست. در آنجا توقف کنید سپس دستیار مجازی Google با فناوری موجود در خانه شما ارتباط برقرار می کند تا مطمئن شود که ترموستات آنها در خانه شما برای یک دوره غیبت طولانی مدت به درستی تنظیم شده است و همچنین یخچال شما به طور موقت هشدارهای خودکار را متوقف می کند که به شما اطلاع می دهد غذا در شرف فاسد شدن است و به شما اطلاع می دهد. که باید قبل از خروج آنها دور ریخته شوند. این سیستم همچنین زمان روشن شدن چراغها را تنظیم میکند تا این توهم را حفظ کند که شما در خانه هستید. به آینده خوش آمدید. مردم برای یافتن اطلاعات جستجو می کنند. مرز بعدی در جستجو، توانمندسازی افراد برای عمل کردن به این اطلاعات به روشی یکپارچه، در هر کجا و هر زمان که هستند، میباشد.
سخن اخر
اکثر کاربران اینترنت به طور کامل به جستجوی جدید و بهبود یافتهای که توسط مرغ مگس خوار گوگل ممکن شده است عادت کردهاند. به همان اندازه که کاربردهای جستجوی معنایی و فناوری تشخیص صدا چشمگیر است، اکثر مردم حتی متوجه پیشرفتها در این زمینهها نمیشوند ، آنها به سادگی از گوگل انتظار دارند که به بهبود و آسانتر کردن زندگیشان ادامه دهد. اگر این مقاله از سفیر برای شما مفید بود نظرات ارزشمند خود را برای ما بگذارید.
